چیستا یثربی
چیستا یثربی متولد ۲۷ مهرماه ۱۳۴۷ کارگردان و نویسنده تئاتر و سینما
دکترای روانشناسیاش را از دانشگاه الزهرا گرفت و در همان دانشگاه نیز به عنوان مدرس مشغول بود. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده است. تحقیقات پایان نامهاش را به مقوله تئاتر درمانی اختصاص داد. وی در نگارش ۲۶ نمایشنامه و کارگردانی نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «دادگاه جادویی»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کرده است. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.
نامبرده همچنین درخصوص کارگردانی آثارش ارتباط تنگاتنگی با سیما تیرانداز دارد.
برای فراگرفتن تئاتر از کلاسهای جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت. در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راه اندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخه سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم.[۱]
وی پس از کارگردانی نمایش میهمان سرزمین خواب وقفهای ۸ ساله در کار کارگردانی خود داشت که علت آن را اجبار مسئولین وقت مرکز هنرهای نمایشی مخصوصا آقای شریف خدایی مبنی بر پرداختن وی به امر نویسندگی نمایشنامه برای در اختیار داشتن نویسندهای توانا در این امر برای این قشر از جامعه هنری عنوان نموده و مجموعه را عامل ممانعت کارگردانی آثار خودش میداند.[۲]
اجرای مجدد جنایت و مکافات به زبان فارسی و به درخواست جشنواره کلاسیکهای روسیه در اردیبهشت ۱۳۸۵ که در آن مهسا مهجور برنده جایزه شد.
به نقل از ویکیپدیا
------------------------------------------------------
گفتگو با «چیستا یثربی» کارگردان تئاتر
من خود راسکلنیکف ام
چیستا یثربی متولد 1347 است. دکترای روانشناسی اش را از دانشگاه الزهرا گرفته و فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از دهه 60 آغاز کرده است.
نگارش 26 نمایشنامه و کارگردانی نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «دادگاه جادویی»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کرده است.
یثربی که تا به حال جوایز متعددی را از جشنواره های مختلف دریافت کرده، اوایل سال جاری نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.به همین بهانه گفتگویی با او انجام دادیم که می خوانید.
* گفتگویمان را از اینجا شروع کنیم که شما «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» را سال 83 کار کردید و چند هفته بعد از آن «بانویی برای همیشه» را روی صحنه بردید. بعد از اجرای این دو نمایش در مدت دو سال اخیر چند پروژه نمایشی را آغاز کردید که هیچ کدام به سرانجام نرسید. چرا؟
** من آخرین کاری را که قبل از «سیلویا...» کارگردانی کردم سال 75 (میهمان سرزمین خواب) بود. در فاصله میان این دو نمایش در تمام این هشت سال هر متنی که پیشنهاد دادم، گفتند خودت آن را کارگردانی نکن. ریاست وقت مرکز هنرهای نمایشی (آقای شریف خدایی) اصرار داشت که متنهای من را کسان دیگری مثل سیما تیرانداز و... کار کنند. در جواب سؤال و چرای من هم می گفتند: ما می خواهیم تو را به عنوان یک نویسنده خوب داشته باشیم و نه نویسنده / کارگردان! چون نویسنده / کارگردان در جامعه تئاتر ما زیاد است. این باعث شد که در زمینه کارگردانی نمایش، یک وقفه 8 ساله در کارم بیفتد و این وقفه بعد از جانشین شدن دکتر نشان به جای آقای شریف خدایی با «سیلویا...» از بین رفت.بعد از «سیلویا...» و «زنی برای همیشه»، هر چقدر تلاش کردم که نوبت اجرا بگیرم، موفق نشدم.بنابراین تصمیم گرفتم به خاطر اینکه گروه از هم نپاشد، «دخترک و مرد مرده» را در نیاوران نمایشنامه خوانی کنم.
* فکر می کنم یکی از متون شما در جشنواره آیینی سنتی هم پذیرفته شد...
** بله، متن «جن کوچک عزیز» بود. این متن را هم شروع و با گروهمان سه هفته تمرین کردیم که جشنواره تعطیل شد. بعد «عاشق ابر سفید» و یک کار برای سیما تیرانداز (عکس دسته جمعی با خانم بزرگ) را انجام دادم.
«سارا و کیمیاگر» هم پیشنهاد معاونت هنری بود که به نیاوران ارجاع داده شده بود. اما چند روز قبل از قرارداد از نیاوران به من گفتند که کار در نیاوران نوبت اجرای تئاتر شهر را هم خواهد گرفت. این کار در مورد «سارا لایتمن» بود که در هجده سالگی خوابی می بیند، شروع می کند به حفظ کردن قرآن و... روایت از طریق زندگی او وارد فرازهای مختلف شیوه زندگی حضرت رسول می شود. این نمایش کار هجده پرسو ناژه ای بود که می خواستیم به مناسبت سال پیامبر اعظم(ص) آن را اجرا کنیم.
* اجرای نمایش «جنایت و مکافات» چطور؟
** «جنایت و مکافات» هم قرار بود در تالار مولوی روی صحنه برود، اما با وجود علاقه آقای سرسنگی و مکاری، از این کار هم حمایتی صورت نگرفت. آقای سرسنگی موقع اعزام این نمایش به مسکو بازبین نمایش بود و دوست داشت که نمایش به عنوان یک کار تجربی در مولوی اجرا شود، اما از نظر مالی ما هیچ قراردادی با هیچ جا و هیچ کس نداشتیم، چون مولوی حتی هزینه چاپ یک پوستر را هم ندارد. تا این که کار را به نیاوران پیشنهاد دادم و چون آقای پارسایی از دیگران شنیده بود نمایش کار قوی است، پیشنهاد داد که با گیشه و حمایت کمی از طرف مرکز، نمایش مورد حمایت قرار گیرد.
من در این دو سال بیش از حد متن نوشتم. گلاب آدینه می گفت: «چرا این قدر به نمایشنامه خوانی گرایش پیدا کرده ای؟» مدام دنبال نمایشنامه خوانی بودم چون نمی خواستیم زمان اجرای کارهایم بگذرد.
* سال گذشته ظاهراً نمایشی را هم برای همایش آیینهای عاشورایی پیشنهاد داده بودید؟
** فکر می کنم منظورتان «مرگ با ترنم عشق» است! نمایشنامه در رابطه با عاشورا و امام حسین(ع) بود، اما گفتند که ما سفارش کار نداریم و فقط می توان با کمک هزینه ها آن را اجرا کرد، که امکان تولید نمایش با این هزینه ها فراهم نشد. بنابراین متن را برای اجرا به حوزه هنری بردم که از متن خوششان آمد و آن را از من خریدند، به این امید که برای اجرا آماده شود. اما این متن را نمی شد در همایش عاشورایی کار کرد، به دلیل اینکه آقای پارسایی به من گفتند تقاضا برای عاشورایی خیلی زیاد است و کمک هزینه ها بالا نیست. در حالی که این نمایش حداقل به 10 هنرمند حرفه ای نیاز داشت. در هر صورت امسال «یک بار دیگر به عقب برگرد مهتاب» را برای همایش عاشورایی به تصویب رساندم. اما نمی توانم آن را کار کنم چون 12 بهمن تئاتر شهر اجرا دارم و همان موقع هم همایش عاشورایی (7 تا 12 بهمن) برگزار می شود. بنابراین تنها می توانم یکی از آنها را کار کنم.
به همین خاطر هم به «شیزوئید دوست داشتنی» رسیدم که یک نمایش چهار اپیزودی است.
من در تمام طول این دو سال کلی متن و کلی آمادگی برای اجرا داشتم، اما چون امکان انجام کار برایم فراهم نشد، الان فکر می کنم که این سالهای زندگی آدم دیگر بر نمی گردد. بهتر بود که روی کار دیگری مثل سریال یا فیلمنامه و... سرمایه گذاری می کردم.
* «جنایت و مکافات» را حدود دو یا سه سال پیش یک بار کار کرده بودید. این نمایش چطور دوباره آماده اجرا شد؟
** «جنایت و مکافات» را سال 82 برای هفته فرهنگی شاعران ایرانی در باکو آماده کرده بودم. از من دعوت شده بود که برای انجمن نظامی گنجوی کاری را به زبان انگلیسی اجرا کنم. من هم به دلیل آنکه قبلاً این متن را به زبان انگلیسی با دو نفر از دانشجوهای رشته های غیرتئاتری در دانشگاه الزهرا اتود زده بودم، همان کار را به باکو بردم، که بازیگر زن نمایش جایزه بازیگر اول گرفت و خود نمایش هم در جشنواره برگزیده شد.
* نمایش چگونه به جشنواره کلاسیکهای روسیه راه پیدا کرد؟
** سال 85 من به صورت شخصی دعوتنامه ای از طرف جشنواره تئاتر کلاسیکهای روسیه - مسکو دریافت کردم. ظاهراً آنها هم کار را بر روی «سی دی» دیده بودند که همین طور دست به دست گشته و از جشنواره باکو به آنها رسیده بود.
ظاهراً چند سال بعد سی دی «جنایت و مکافات» را دیده بودند و بر این اساس اسفند 84 با من تماس گرفتند و گفتند سی دی جدید نمایش را تا فروردین برایشان بفرستم که اردیبهشت آن را در جشنواره اجرا کنیم.
* و چرا تغییرات کلی در نمایش ایجاد کردید؟
** من مجبور شدم بازیگرها را عوض کنم. چون اولاً قرار بود که دیگر انگلیسی اجرا نشود و به زبان فارسی روی صحنه برود و دوماً اینکه دو بازیگر قبلی حرفه ای تئاتر نبودند و بعد هم آنکه قرار بود نمایش در یک جشنواره بین المللی در مورد کل کلاسیکهای روسیه اجرا شود. من می دانستم که از چخوف و نویسندگان معتبر دیگر روسی کارهای قوی ای به جشنواره خواهند آمد. بنابراین فوراً بازیگران را عوض و یک ماه و نیم تمرین کردیم و با تلاش بسیار زیاد سرانجام توانستیم این کار را به مسکو ببریم.
* آیا در رابطه با سفر به مسکو با مشکلی هم مواجه بودید؟
** ما تنها یک گروه سه نفره بودیم؛ خودم، مهسا مهجور و حسین کشفی اصل! بنابراین دستیار و طراح صحنه نداشتیم. طراحی صحنه را عمداً پرتابل انتخاب کردم، ولی چون امکان بردن آن وجود نداشت، صحنه محدودی را بردیم. به هر حال نمایش در جشنواره اجرا شد و در سه رشته کارگردانی، بازیگری مرد و بازیگری زن نامزد شد، اما چون جشنواره فقط در همین سه بخش برگزیده داشت و نمی شد همه جوایز را به یک گروه ایرانی بدهند این جایزه را به خانم مهجور دادند. اما در هر حال این حضور برای ما افتخارآفرین بود.
* چرا «جنایت و مکافات» را برای کار انتخاب کردید؟
** «جنایت و مکافات» جزو 5 رمان برتر جهان است و من خیلی این رمان را دوست دارم. یونگ می گوید: «من روانشناسی را از کتابهای درسی یاد نگرفته ام بلکه از «جنایت و مکافات» داستایوفسکی آموختم»! از زمانی که من محصل بودم پدرم که علوم تربیتی خوانده بود همیشه می گفت که این کتاب را بخوانم. در دوران راهنمایی آن را خواندم و خیلی شیفته اش شدم. در دانشگاه هم دوباره استادان روانشناسی مدام آن را تکرار می کردند و می گفتند راجع به انگیزه های آدمها این رمان را بخوانید.
کارهای من معمولاً اقتباسی نیستند اما دو اثر هستند که من شیفته کار بر روی آنها هستم و دوست دارم از آنها اقتباس کنم؛ «جنایت و مکافات» و «مکبث»! که امسال شرایط اقتباس از رمان داستایوفسکی برایم فراهم شد.
* شما رمان 380 صفحه ای داستایوفسکی را به نمایشی 60 دقیقه ای و روایتهایی فشرده تبدیل کرده اید. چطور به این ساختار رسیدید؟
** من 6 بار «جنایت و مکافات» را بعد از اجرای باکو نوشتم و دیدم ساختار آن تئاتری نیست و بیشتر وامدار رمان است. بنابراین چندین ساختار و شیوه متفاوت را تجربه کردم تا تقریباً به نتایج مطلوبی رسیدم. بنابراین قهرمان من تبدیل به آدم تبر به دستی شد که دایم می خواهد «بکشد»...! فقط باید ساختار نمایشی مناسبی برای کار انتخاب می کردم. بهترین ساختار یک فضای بین فانتزی، سور رئال و اکسپرسیونیسم بود. یعنی این آدمها یک دفعه به هم تبدیل شوند. آن موقع فضای خوف انگیز «مطب دکتر کالیگاری» به ذهنم آمد. در این فضا معلوم نبود که اتفاقها در یک بیمارستان روانی روی می دهد یا دکتر بیمار است؟ در این نمایش هم معلوم نیست که فضای اتاق راسکلینکف است، جهان است یا خواب او؟! بعدها فهمیدم این ساختار، تنها راه حل ممکن بود برای اینکه 18 شخصیت، همزمان وجود داشته باشند.
* سرعت در انتقال رویدادها در روایات مختلف، از محاسن ساختار نمایش شماست و ممکن است این سرعت و فشردگی نمایش، تماشاگری که رمان را نخوانده در درک وقایع نمایش با مشکل مواجه کند!
** بله، ممکن است. ولی تماشاگر متوجه می شود که این آدمها در محور روایات عوض می شوند. چون ما این نمایش را به زبان بیگانه در روسیه هم اجرا کردیم و تماشاگران نمایش را فهمیدند. ما حتی در مسکو از زبانهای مختلفی مثل فارسی، ترکی، آلمانی، روسی و... استفاده کردیم. علتش هم این بود که می خواستیم بگوییم راسکلینکف متعلق به دوره و زبان خاصی نیست و این اتفاق ممکن است برای هر کسی بیفتد. می خواهم این را بگویم که تماشاگر فقط حس می کند، ممکن است جریانها و شخصیتها را به وضوح و روشنی نداند اما همه چیز را می فهمد.
* به نظر می رسد در کارهای شما معمولاً بازیگران مرد ضعیف تر از بازیگر زن هستند. دلیل آن هم احتمالاً به پرداخت قویتر شخصیت زن از طرف شما مربوط می شود؟!
** تقریباً درست است که من به شخصیت زن نمایشهایم بیشتر پرداخته ام، وی باید بگویم که بازیگرهای مرد نمایشهای من در میان انتخابهای کمتری برگزیده شده اند اما چون معمولاً بازیگران زن نمایش من بهتر بازی می کنند، بیشتر هم دیده می شوند.
* توضیحی هم در مورد موسیقی نمایش «جنایت و مکافات» می دهید؟
** موسیقی انتخابی بود. من مجبور بودم که به خاطر سفر به مسکو نوازنده نداشته باشم. بنابراین موسیقی را خودم انتخاب کردم. موسیقی اصلی نمایش هم تم معروف «آداجیو» است که نمایش با آن تمام می شود. به نظر من در این قطعه هم احساس وجود دارد، هم گناه، هم توبه و...
* چنانچه خودتان صحبت دیگری دارید...
** فقط این را بگویم که «جنایت و مکافات» از دید خود من محبوبترین کارم نیست. همیشه محبوبترین کار آدم آخرین کارش است. الان «شیزوئید دوست داشتنی» برای من محبوبترین است، اما اعتراف می کنم که «جنایت و مکافات» سخت ترین کارم بود.
روزنامه قدس۱۲بهمن۱۳۸۵-مهدی نصیری
پاژیا _ تئاتر و سینما
http://pazhiya.blogfa.com/post-27.aspx
نشر قطره | Ghatreh Publications