دستور زبان فارسی امروز

نویسنده: 
شابک: 
978-964-341-171-8
قطع كتاب: 
وزيری
نوع جلد: 
شومیز
تاریخ انتشار: 
1387
45,000 ریال
نوبت چاپ: 
پنجم
تعداد صفحه: 
184

در این کتاب می‌خوانید:


1- مقدّمه: زبان و زبان فارسى - روش کار    -
 2- اسم و گروه اسمى: اسم - نشانه‌هاى جمع - مصدر و اسم مصدر    -
 3- ضمیر: ضمیر شخصى - ضمیر مشترک - ضمیر اشاره    -
 4- حرف اضافه: حرف اضافه‌ى ساده - حرف اضافه‌ى گروهى    -
 5- نقش‌هاى اصلى دستورى    -
 6- نقش‌هاى اصلى اجبارى (1): نهاد    -
 7- نقش‌هاى اصلى اجبارى (2): مسند    -
 8- نقش‌هاى اصلى اجبارى (3): مفعول - متمّم اجبارى فعل - مسند مفعول (تمیز)    -
 9- کوتاه‌ترین قالب‌هاى گفتارى (1)    -
 - کوتاه‌ترین قالب‌هاى گفتارى (2)    -
 - راه‌هاى گسترش جمله    -
 - نقش‌هاى اصلى اختیارى (قید فعل و متمّم فعل - قید جمله و متمّم جمله)    -
 - زیرنقش‌ها (1): وابسته‌هاى پیشین اسم:
 شاخص - صفت ترتیبى پیشین (ساخته شده با «-ُ  مین») - صفت عالى (برترین) - صفت اشاره - صفت مبهم - صفت شمارشى - صفت پرسشى - صفت تعجّبى   4 -
 - زیرنقش‌ها (2): وابسته‌هاى پسین اسم:
 صفت بیانى - مضاف‌الیه - متمّم اسم - بدل - جمله‌ى موصولى   1 - 5
 - همپایگى کلمات و گروه‌ها   5 - 2
 - پیچیدگى زیرنقش‌ها   3 - 6
 - فعل   2 - 4
 - ساختمان فعل: ساختمان فعل پیشوندى - ساختمان فعل مرکّب - ساختمان فعل گروهى   2 - 3
 - افعال معین و افعال شبه معین   6 - 3
 - زمان فعل و کاربرد آن در جمله (1): فعل امر - مضارع اخبارى - مضارع التزامى - مستقبل یا آینده (وجه اخبارى)   5 - 7
 - زمان فعل و کاربرد آن در جمله (2): ماضى ساده یا مطلق - ماضى استمرارى - ماضى بعید یا مقدّم - ماضى نقلى یا ماضى کامل - ماضى استمرارى نقلى - ماضى بعید نقلى - ماضى التزامى   7- 6
 - پیوند وابستگى: پیوند وابستگى ساده - پیوند وابستگى مرکّب - پیوند وابستگى گروهى ناگسل - پیوند وابستگى گروهى گسلنده   3 - 8
 - جمله‌ى مرکّب (1): پیرو غیرموصولى: نقش پیرو غیرموصولى   3 - 4
 - جمله‌ى مرکّب (2): پیرو موصولى: نقش پیرو موصولى   0 - 4
 - جمله‌ى پیرو توضیح کلمه‌ى «این» و «آن» و «همین» و «همان» و صفت‌هاى مبهم در جمله‌ى پایه:
 الف - پیروهایى که مرجع «این» و «آن» هستند.
 ب - پیروهایى که به هسته‌ى «این» و «آن» و امثال آن تبدیل مى‌شوند.
 ج - پیروهایى که هسته‌ى آن‌ها صفت مبهم دارد.   6 - 1
 - موارد کاربرد وجه التزامى فعل در جمله   1 - 7
 - حروف اضافه‌ى معادل براى پیوندهاى وابستگى: پیوند «که» - پیوند «تا» - پیوند «چون» = «چون‌که» - پیوند «زیرا» = «زیراکه» - پیوند «اگر»، «چنان‌چه» و «در صورتى که» - پیوند «همین‌که» - پیوند «اگرچه» و «هرچند» - پیوند «چندان... که» = «چندان‌که» - و...   6 - 2
 - جمله‌هاى مرکّب گروهى (چند جمله‌اى): روش کشیدن نمودار چند جمله‌اى‌ها - الگوهاى جمله‌ى مرکّب سه جمله‌اى - الگوهاى جمله‌ى مرکّب چهار جمله‌اى - الگوهاى جمله‌ى مرکّب پنج جمله‌اى   5 - 7
 - همپایگى جمله: و (= -ُ ) - ولى، امّا، ولیکن، لیکن - یا - نه - یا... یا... - نه... نه... -
 هم... هم... - چه... چه...   1 - 6
 - حذف   2 - 2
 - ساختمان واژگان   8 - 3
 - کتابنامه   0 – 9

 



اسم و گروه اسمى‌
 اسم: اسم کلمه‌اى است که براى نامیدن به کار مى‌رود.
 اسم از نظر دستورى چه عام باشد چه خاص، کلمه‌اى است که دست کم یکى از ویژگى‌هاى زیر را داشته باشد.
 - در جمله نقش نهاد یا مفعول را به عهده داشته باشد: دانشمند آمد. پرویز را دیدم.
 - منادا باشد: خدایا، دلا، اى خردمند! برادر!
 - وابسته‌هایى از قبیل صفت پیشین یا صفت پسین یا مضاف‌الیه با بدل گرفته باشد:
 این دانشمند. هر دانشمندى، چهار دانش‌آموز. دانشجوى کوشا. استاد دانشگاه. برادرم فریدون.
 دو ویژگى زیر تنها به اسم عام اختصاص دارد:
 - گرفتن نشانه‌ى جمع: دانشمندان آمدند. نویسندگان رفتند.
 - گرفتن نشانه‌ى نکره: دانشمندى آمد. کتابى خرید.
 اسم چه خاص باشد چه عام در جمله نقش‌هاى زیر را مى‌پذیرد:
 نهاد: فریدون آمد، گل زیباست. هنرمند مردم را دوست دارد.
 مسند: نام این پسر فرهاد است. این جانور اسب است.
 مفعول: دیروز هوشنگ را دیدم. گل‌ها را پرپر کردند. دانشمندان را دوست بداریم.
 تمیز یا مسند مفعول: مادر او را سهراب نامید. این جانور را فیل مى‌نامند.
 متمّم فعل: او را در خیابان دیدم. او با فریدون به بازار رفت.
 همچنین اسم مضاف‌الیه یا بدل یا متمّم اسم مى‌شود.
 برادر حسن. برادرم فریدون. ترس از مرگ.
 چنان که دیدیم کلماتى مانند «دانشمند» که معمولاً به صورت صفت به کار مى‌روند یا کلماتى نظیر خوب و بد و زشت و زیبا که معمولاً به صورت صفت یا قید به کار مى‌روند، مى‌توانند به صورت اسم نیز به کار روند: مرد دانشمند آمد. آن دانشمند را دیدم. کار خوب پاداش خوب دارد. او خوب مى‌نویسد. خوبان وفا ندارند.
 حتّى یک جمله یا یک حرف ربط مى‌تواند به صورت یک اسم به کار رود:
 این «چه کنم چه کنمِ» تو مرا کشت. این کار یک «اگر» دارد.
 گروه اسمى: گاهى اسم به تنهایى در جمله نقشى را به عهده دارد: على آمد. گاهى هم چند کلمه روى هم به طور گروهى یکى از نقش‌هاى اصلى اسم را به عهده مى‌گیرند: این کتاب خواندنى است. کتاب من گم شد. برادر فریدون آمد. در سال گذشته بسیارى از مردم به سفر رفتند. گل سرخ باغچه‌ى ما پژمرد. کاوه قهرمان ملّى ما آهنگرى ساده بود.
 گروهى از کلمات را که روى هم در یکى از نقش‌هاى اسم به کار مى‌روند گروه اسمى مى‌نامند. در هر گروه اسمى یک اسم هسته است و بقیّه‌ى کلمات به نوعى وابسته‌ى آن هستند: برادر کوچک من آمد.
 اسم عام: اسم عام اسمى است که بر مفهوم کلّى نوع و جنس دلالت مى‌کند، یعنى تمام افراد یک نوع یا یک جنس را در بر مى‌گیرد: آتش. درخت. جانور. سنگ. اسب.
 گاهى چند اسم عام در حالى‌که در طبقه‌بندى، مفاهیم همدیگر را در بر دارند، از حیث کلّیّت، نسبت به هم در مراتب متفاوتى قرار دارند، و مى‌توان آن‌ها را به گونه‌اى مرتّب کرد که هر یک از آن‌ها نسبت به اسم قبل از خود در مرتبه‌ى بالاترى...

نشانه‌هاى جمع‌
 اسم در فارسى یا مفرد است یا جمع. تعدّد اسم به دو طریق نشان داده مى‌شود، یا به کمک عددى که قبل از آن مى‌آید مانند دو کتاب، یا به کمک نشانه‌ى جمع مانند کتاب‌ها، مردان.
 اسمى که با نشانه‌ى جمع همراه است یکى از مفهوم‌هاى زیر را مى‌رساند:
 تعدّد، در مورد آن چه که به شمار مى‌آید: کتاب‌ها، دانشجویان.
 کثرت، در مورد آن چه که شمارش‌پذیر نیست: آب‌ها، آتش‌ها.
 تقریب‌وگسترش، در مورد اسم‌هاى زمان و مکان: اوّل‌هاى کار، نصفه‌هاى شب، اواخر روز.
 اسم خاص به مفهوم خاصّ خود جمع بسته نمى‌شود.
 نشانه‌هاى جمع در زبان فارسى امروز از این قرار است:
 1- «ها»: این علامت زنده‌ترین و فعّال‌ترین نشانه‌ى جمع فارسى است که تقریباً تمام کلمات را مى‌توان با آن جمع بست: مردها، زن‌ها، بچّه‌ها، شیرها، پلنگ‌ها، میزها، کتاب‌ها.
 2- «ان»: این نشانه معمولاً براى جمع کلماتى که بر جانداران (انسان و حیوان) دلالت مى‌کنند، و نیز براى جمع بعضى از اعضاى جفت بدن به کار مى‌رود: مردان، پسران، شیران، چشمان، لبان.
 کلماتى از قبیل: نوکر، خانم، پیشخدمت، گربه، بچّه، برّه، و نیز کلمات فئودال؛ تکنیسین، فوتبالیست و امثال آن، و همچنین کلماتى از قبیل سروان، سرتیپ، و سرگرد، با آن که بر جاندار دلالت دارند، منحصراً با «ها» جمع بسته مى‌شوند: خانم‌ها، بچّه‌ها، فئودال‌ها، سرگردها.
 کلماتى که به «ه  =  -ِ » ختم شده‌اند به جاى «ان»، «گان» مى‌گیرند و «ه» در کتابت مى‌افتد: بنده ر بندگان. خواننده ر خوانندگان. ستاره...


این کتاب بر اساس یافته‏های جدید زبان‌شناسی و بر اساس دستور زبان فارسی جدید، که در مدارس و دانشگاه‏ها تدریس می‌شود، فراهم آمده است.

موضوعات مرتبط :