آقای بازیگر
در این کتاب میخوانید:
جهانپهلوان تختی
توفان
باد و شقایق
محاکمه
میکس
خانهای روی آب
سایهروشن
دیوانهای از قفس پرید
گاوخونی
جایی برای زندگی
حکم
ستاره میشود
مینای شهر خاموش
زادبوم
شب
آتش سبز
چهل سالگی
...و آسمان آبی
موضوع جهانپهلوان تختى از کى شروع شد و حاتمى کى آن را به شما پیشنهاد کرد؟
حاتمى اوایل سال فیلمنامه را به من داد و موقع مطالعه ـ طبق معمول ـ یادداشتهایى هم برداشتم. به او گفتم: «تختى براى من حالتى روحانى دارد. او شکوه و جلال داشت. این فیلمنامه چهطورى است؟» گفت: «خاطرت جمع باشد.» با اینکه نگران بودم، ولى مهر بود که با هدایتفیلم قرارداد بستم. بیمارى طولانى على حاتمى همان زمان شروع شد و بعد هم به لندن رفت و در بهار برگشت. بالاخره کار در مهر شروع شد و شروع فیلم با بازى من بود. حاتمى خیلى لطف کرد و در شروع کار، جملهی قشنگى گفت: «به نام پیر بزرگ سینماى ایران، عزتالله انتظامى» که...
سکانسی هست در کنار دریا که شما با مجید مظفری مشغول قدم زدن و صحبت کردن هستید. این سکانسی کلیدی برای شناختن این آدم است. ولی به نظرم، فیلم نگاهی کلیشهای به شخصیتها دارد. مثل جایی برای زندگی. صحنههای حادثهای و آتشسوزی در مقیاس سینمای ایران بسیار خوب هستند، ولی انگار تمام فیلم ساخته شده تا برسد به همین سکانس آتشسوزی...
پس از هزاردستان گفته بودید دیگر در سریالی بازی نمیکنید و انگار محاکمه چنان ویژگیهای استثناییای داشته که شما را از آن تصمیم منصرف کرده، اما...
قصهی محاکمه را آقای هدایت آورد و خواندم و خیلی خوشم آمد. با اینکه تمایلی به بازی در سریال نداشتم، ولی چون قصهی قشنگی بود آن را پذیرفتم. داستان دربارهی نویسندهی کمونیستی بود که همسرش مُرده و زمان رضاشاه او را به جنوب تبعید کرده و چاپخانهاش را هم بستهاند. پس از برکناری و فرار رضاشاه، او به تهران برمیگردد. در راه بازگشت با خانم دکتری آشنا میشود که این آشنایی...
نشر قطره | Ghatreh Publications 



