تک فرزندی

عنوان فرعی: 
آیا داشتن تنها یک فرزند مشکل است؟
عنوان لاتین: 
Only Child
شابک: 
978-964-341-760-4
قطع كتاب: 
رقعی کوچک
نوع جلد: 
شومیز
تاریخ انتشار: 
1390
25,000 ریال
نوبت چاپ: 
دوم
تعداد صفحه: 
80

در این کتاب می‌خوانید:


یادداشت ناشر   
  مقدمه مؤلف   
  ویژگى تک‌فرزندان در مراحل مختلف تکاملى چگونه است؟   
  تک‌فرزندان در جنبه‌هاى مختلف زندگى چه ویژگى‌هایى دارند؟   
  تک‌فرزندى چه معایب و مشکلاتى مى‌تواند داشته باشد؟   
  آیا تک‌فرزندان دچار پیرى زودرس نمى‌شوند؟   
  آیا تک‌فرزندها بیشتر از سایرین به اختلالات اضطرابى دچار مى‌شوند؟   
  چطور مى‌توان از تله‌هایى مثل توجه بیش از حد و توقعات زیاد دورى کرد؟   
  محبت زیاد یا توقعات زیاد والدین از فرزندان را چطور مى‌توان درمان کرد؟   
  آیا در خانواده‌هاى تک‌فرزند، والدین و فرزند به یکدیگر وابسته مى‌شوند؟   
  آیا تک‌فرزندها کنجکاو هستند و به دخالت در امور بزرگترها تمایل دارند؟   
  چه زمانى والدین باید در مورد خواسته‌هاى فرزندشان ایستادگى کنند؟   
  اگر والدین به همه خواسته‌هاى فرزند پاسخ مثبت بدهند چه مى‌شود؟   
  آیا باید به والدین، قبل از بچه‌دار شدن، آموزش‌هایى داده شود؟   
  آیا رواج تک‌فرزندى، مفهوم خانواده و خویشاوندى را از بین مى‌برد؟   
  آیا والدین داراى تک‌فرزند، دچار اضطراب از دست دادن فرزندشان نیستند؟   
  آیا تک‌فرزندها از نداشتن خواهر و برادر حسرت مى‌خورند؟   
  چه مى‌توان کرد که تک‌فرزند غصه نخورد؟   
  تک‌فرزندها در روابط اجتماعى چگونه هستند؟   
  چه توصیه‌هایى مى‌توان به والدین داراى تک‌فرزند کرد؟ 
 

 



چطور مى‌توان از تله‌هایى مثل توجه بیش از حد و توقعات زیاد دورى کرد؟
    وقتى توقعات و انتظارات والدین و اطرافیان تک‌فرزند خیلى بالا مى‌رود، اضطراب فرد هم به همان میزان بالا مى‌رود. از طرف دیگر توجه و محبت کردن بیش از اندازه و بیش از حدى که لازم است، باعث مى‌شود که شخصیت کودک ضعیف بار بیاید و توانمندى مقابله کردن با مشکلات و استرس‌هاى محیطى را نداشته باشد.
    برخى از والدین همیشه همه‌چیز را، حتى قبل از این که بچه آن را بخواهد و به زبان بیاورد، در اختیارش مى‌گذارند و هرچیزى را در اولین فرصت برایش مهیا مى‌کنند، که این آسیب زیادى را به روند رشد شخصیت کودکان وارد مى‌کند. این کودکان قرار است بزرگ شوند، مستقل شوند و مسئولیت‌هاى سنگین زندگى را به عهده بگیرند اما زندگى برخلاف والدین، طبق روال خود، بر آن‌ها سخت خواهد گرفت. زندگى، پر از استرس، ناملایمات و مشکلات عدیده است و چنین کودکانى چون شخصیت قوى ندارند و آب‌دیده نشده‌اند، در مواجهه با مسائل و سختى‌هاى زندگى خیلى زود مى‌شکنند و دچار اضطراب و افسردگى مى‌شوند.
    مشکل دیگرى که این‌گونه کودکان دارند این است که آن‌ها عادت نمى‌کنند امیال و خواست‌هاى خود را مهار کنند و از این‌رو، کنترل نیازها در آنان ضعیف مى‌شود. به عنوان مثال اگر کسى به چیزى نیاز داشته باشد ولى امکان برآورده کردن آن برایش فراهم نباشد، باید آموخته باشد که خواستش را مهار کند یا آن را به تعویق بیندازد و این از نشانه‌هاى یک انسان سالم است؛ ولى اگر هروقت که چیزى مى‌خواهد بلافاصله برایش مهیا شود، یاد نمى‌گیرد که خود و خواسته‌هایش را مهار کند، و این مى‌تواند یکى از آثار تربیت نادرست و وجود شیوه تربیتى آسان‌گیر در خانواده، و از نشانه‌هاى عدم سلامت شخص باشد.
    قدرت مهار کردن خواسته‌ها، مهارتى است که با تمرین به دست مى‌آید و والدین باید زمینه و شرایط لازم براى به‌دست آوردن این‌گونه مهارت‌ها را براى فرزندان‌شان فراهم کنند.
    از طرف دیگر، سختگیرى زیاد و داشتن توقعات نامعقول و بیش از توانایى‌هاى کودک، باعث مى‌شود که او تمام وقت و انرژى خود را براى جلب نظر والدین صرف کند. معمولاً این‌گونه کودکان از ترس شکست خوردن و عدم موفقیت به دام اضطراب مى‌افتند و به اختلالات مختلف دچار مى‌شوند و حتى گاهى همین اضطراب و ترس از شکست باعث مى‌شود در راه رسیدن به هدف‌شان شکست...
فرزندان باید اجازه داشته باشند احساسات خود را بیان‌کنندو حتى گریه کنند، ولى نمى‌توانند توقع داشته‌باشندکه‌همه خواسته‌هاى خود را توسط پدرومادر برآورده سازند.

چه زمانى والدین باید در مورد خواسته‌هاى فرزندشان ایستادگى کنند؟
    والدین وقتى باید در مورد خواسته‌هاى فرزندشان ایستادگى کنند که فرزندشان خواسته‌هاى غیرمنطقى یا بیش از اندازه دارد و اصرار مى‌کند که خواسته‌اش حتماً برآورده بشود و داشتن چنین انتظاراتى را حق خود مى‌داند.
    در این شرایط والدین باید به کودک بگویند: «اشکال ندارد که تو خواسته‌اى داشته باشى و دلت بخواهد که آن را به دست بیاورى، اما ما به این دلایل، آن کار را براى تو انجام نمى‌دهیم.» یعنى خیلى منطقى به فرزندشان «نه» بگویند. والدین باید بتوانند خیلى راحت به فرزندشان بگویند: «مى‌دانیم که دوست دارى این چیز را داشته باشى؛ ولى ما نمى‌توانیم آن را براى تو تهیه کنیم، یا اصلاً صلاح نمى‌دانیم که تو آن را داشته باشى.»
    اگر بچه‌اى توقعاتى داشته باشد که از دایره شایستگى‌هایش خارج باشد و والدین هم این زیاده‌خواهى او را مهار نکنند و هرچه خواست برایش فراهم کنند، او به این روش ادامه مى‌دهد. آن چیزى که مردم از آن به «لوس» تعبیر مى‌کنند، بچه پرتوقعى است که مسئولیت‌هاى خود را انجام نمى‌دهد، و در عین حال وقتى توقعاتش برآورده نمى‌شود، رفتارهاى نامناسبى از خود نشان مى‌دهد. والدینِ این‌گونه فرزندان هرگز نباید مسئولیت‌هاى آنان را انجام بدهند و به توقعات نابه‌جاى آن‌ها توجه کنند. کودکى که به مسئولیت‌هاى خود عمل نمى‌کند، باید از طرف والدین جریمه...
والدین ابتدا باید مهارت‌هاى تربیت تک‌فرزند را داشته باشند و سپس به فرزند بعدى فکر کنند.
 

موضوعات مرتبط :