همه ی زندگیم شده بچه م
«چهقدر این بچه سروصدا میکنه!»؛ «خفهمون کرد این بچه، یه لحظه هم راحتمون نمیذاره!»؛ «خستهام کرد! کلافه شدم!» خیلی از والدین و بهویژه مادرها از دست بچهها شکایت دارند. آنها میخواهند تا آموزش بچهها راحت و بیدردسر پیش رود، اما میبینند که واقعیت چیز دیگری است. لحظهای میرسد که پدرومادرها به ستوه میآیند و کلافه میشوند. خستگی والدین به رفتارهای غیرقابل تحمل بچه دامن میزند؛ والدین هم دچار عذاب وجدان و تردید میشوند و این دور باطل آنها را اسیر میکند. نویسندهی این کتاب که روانشناس و روانکاو است از والدین دعوت میکند تا احساسات منفی خود را بپذیرند و بدانند که گاهی اوقات ممکن است در همان حالی که عاشق بچهی خود هستند از او متنفر نیز باشند. به نظر او پدرومادر شدن فقط بچهداری نیست، بلکه چیزهای دیگری هم هست از قبیل اینکه: گاهی استراحت کنیم. گاهی اوقات خود را به جای کودک فرض کنیم. بچه را محور اصلی زندگی قرار ندهیم. به بچه محبت کنیم، اما افراط نکنیم. تصور نکنیم که باید بیعیب و نقص بود. گاهی اوقات بچه را به اطرافیان بسپاریم و به خودمان برسیم. این کتاب کمک بزرگی است به آن دسته از والدینی که از بچهداری خسته شدهاند.
نشر قطره | Ghatreh Publications 



