افسردگی _ صادقی
در این کتاب میخوانید:
یادداشت ناشر
مقدمه مؤلف
افسردگى یعنى چه؟
چه کسانى دچار افسردگى مىشوند؟
سن شروع افسردگى از چند سالگى است؟
علت افسردگى چیست؟
آیا عوامل محیطى نیز در افسردگى مؤثرند؟
درونىسازى، کلىسازى (تعمیم دادن) و همیشهسازى به چه معنا هستند؟
چه عاملى را مىتوان در بروز افسردگى مهمتر دانست؟
چه عواملى باعث ایجاد افسردگى در کودکان مىشوند؟
نشانههاى هشداردهنده و اولیه در افسردگى کدامند؟
علائم و نشانههاى افسردگى چیست؟
درماندگى و ناامیدى چه ارتباطى با افسردگى دارند؟
چه چیزى در فرد افسرده او را مستعد بیمارى کرده است؟
افسردگى چند نوع است؟
اگر علائم افسردگى را در خود یا یکى از بستگان ببینیم چه باید بکنیم؟
چه کسانى افسردگى را تشخیص مىدهند؟
پزشکان چگونه بیمارى افسردگى را تشخیص مىدهند؟
آیا افسردگى قابل درمان است؟
آیا افسردگى درمان نشده منجر به بیمارىهاى دیگر مىشود؟
درمانهاى دارویى ضدافسردگى کداماند؟
داروهاى ضد افسردگى چه عوارضى دارند؟
آیا مىتوان از داروهاى گیاهى و رژیم غذایى براى درمان افسردگى استفاده کرد؟
چهمدت طول مىکشد تا افسردگى درمان شود؟
الکتروشوک چیست؟
در چه مواردى لازم مىشود بیمار افسرده در بیمارستان بسترى شود؟
اگر بیمار فکر آسیبرساندن به خود را با ما در میان گذاشت آیا باید آن را جدى بگیریم؟
چه عواملى در برابر اقدام به خودکشى اثر محافظتکننده دارند؟
رواندرمانى چیست؟
پس از مراجعه به پزشک و شروع درمان چه باید بکنیم؟
آیا افسردگى مسرى و قابل بازگشت است؟
آیا افسردگى مىتواند در اثر تلقین هم ایجاد شود؟
آیا بین هوش، تحصیلات و اضطراب افراد با افسردگى رابطهاى وجود دارد؟
همه ما در دورههایى از زندگى خود احساس غم، اندوه و افسردگى را تجربه کردهایم. اما اکثر این دورهها به دنبال تغییر عمدهاى در زندگى، از دست دادن عزیزان یا گرفتارىهاى روزمره زندگى بوده است. احساسات ناخوشایندى که در این مواقع به ما دست مىدهد معمولاً متناسب با موقعیت، ضرورى و گذراست و گاهى حتى باعث رشد و سازگارى بیشتر ما با محیط و اطرافیان مىشود. اما وقتى احساس افسردگى از مدت معینى بیشتر ادامه پیدا کند و زندگى روزمره را مختل کند، ممکن است نشانهاى از «بیمارى افسردگى» باشد. در واقع شدت، مدت و سایر علائم همراه احساس افسردگى است که یک غمگینى ساده و طبیعى را از بیمارى...
افسرده بودن کسى نمىتواند به معناى تنبلى یا ضعف شخصیت او باشد.
علت افسردگى چیست؟
هیچکس بهطور دقیق نمىداند علت اصلى و واقعى افسردگى چیست، همانطور که علت بسیارى از بیمارىهاى دیگر معلوم نیست. اما بعضى از علل احتمالى افسردگى به شرح زیر است:
1- عدم تعادل شیمیایى در مغز: شاید یکى از عوامل ایجادکننده افسردگى نوعى عدم تعادل شیمیایى در مغز باشد. در دستگاه عصبى و مغز همه ما موادى به نام «واسطههاى عصبى» وجود دارند که کار آنها انتقال و ارتباط سلولهاى عصبى با همدیگر و با کل بدن است. تعادل بین این
علت اصلى و واقعى افسردگى هنوز مشخص نشده است.
واسطهها سبب مىشود که ما به موقع شاد شویم، احساس غم کنیم، خشمگین یا مضطرب شویم و در مجموع بتوانیم با توجه به موقعیت، عکسالعملهاى عاطفى و احساسى مناسبى از خودمان نشان بدهیم. اما عدم تعادل در این واسطههاى عصبى مىتواند باعث شود که فرد احساسات و عواطف غیرعادى، طولانى و نامتناسب با موقعیت پیدا کند که درواقع خودش هم ارادهاى بر کنترل آنها ندارد. این عدم تعادل مىتواند ناشى از ژنهاى ما یا رویدادهاى زندگىمان باشد. ژنها همان موادى هستند که در تمام سلولهاى بدن وجود دارند و باعث به ارث بردن خصوصیات ظاهرى، اخلاقى، رفتارى و شخصیتى ما از والدینمان مىشوند. دو واسطه شیمیایى مهم در مغز ما که در کنترل عواطف و احساسات دخالت دارند «سروتونین» و «نوراپى نفرین» هستند. بعداً در مبحث درمان خواهیم دید که روانپزشکان با استفاده از داروهاى ضدافسردگى که مقدار این واسطهها را در مغز تنظیم مىکنند به درمان افسردگى مىپردازند.
2- زمینه ارثى و ژنتیکى: برخى از موارد افسردگى جنبه ارثى و ژنتیکى دارند یعنى چند نفر از افراد خانواده دچار این بیمارى مىشوند. وجود موارد افسردگى در بستگان نزدیک بیمار مىتواند بهعنوان یک عامل مستعدکننده بروز افسردگى در فرد عمل کند.
زمینه ارثى مىتواند آسیبپذیرى فرد را نسبت به استرس و فشار و در
پس از بهبودى بیمار از افسردگى با او مانند یک فرد سالم رفتار کنید.
نهایت افسردگى افزایش دهد. بهعنوان مثال حوادثى از قبیل طلاق و جدایى، از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعى یا مرگ یکى از عزیزان، براى کسى که زمینه ارثى دارد بسیار آسیبزاتر از فردى است که زمینه ارثى ندارد. به زبان سادهتر کسى که زمینه ارثى دارد نسبت به حوادث ناگوار آسیبپذیرتر است، و بروز افسردگى به زمینه ارثى و شخصیتى بیمار و نیز میزان حمایت سایر افراد خانواده و جامعه بستگى دارد.
3- عوامل محیطى: استرسها یا عوامل محیطى و به اصطلاح «عوامل آشکارساز» نیز در بروز افسردگى مؤثراند. هر قدر زمینه بروز افسردگى در فردى قوىتر باشد، عوامل محیطى کمتر و هرقدر این زمینه در فرد ضعیفتر باشد، عوامل محیطى بیشترى لازم است تا فرد را بیمار کند. عوامل محیطى عبارتند از:
- وقتى موقعیت یا دلبستگى مهمى را از دست مىدهیم، مثلاً یکى از عزیزانمان فوت مىکند، یک موقعیت شغلى را از دست مىدهیم، طلاق و جدایى پیش مىآید، یا آبرو و حیثیتمان بهخطر مىافتد.
- وقتى با استرسهاى متعدد و پشتسرهمى مواجه مىشویم که نمىتوانیم از پس آنها برآییم.
- وقتى تغییر مهمى در زندگى ما (منفى یا مثبت) پیش...
چه عواملى باعث ایجاد افسردگى در کودکان مىشوند؟
در افسردگى کودکان نیز همه آن عواملى که در بزرگسالان گفتیم مىتوانند دخیل باشند. بیشترین عاملى که بر رشد روانى و شکلگیرى شخصیت سالم کودکان تأثیر مىگذارد، روابط عاطفى آنها با مادر یا جانشین مادر است که به افسردگى یا عدم ابتلا به افسردگى در کودکان کمک مىکند. روابطى که مادر در دوره شیرخوارگى با بچه دارد مثلِ در آغوش گرفتن، شیر دادن و بغل کردن باعث مىشود که بچه اعتماد به نفس و احساس امنیت را تجربه کند و در مقابلِ افسردگى در آینده واکسینه شود.
روانشناسان براى اثبات این امر در شامپانزهها آزمایشى را انجام دادند. به این صورت که چند بچه شامپانزه را به دو گروه تقسیم کردند. یک گروه از شامپانزهها از سینه مادر شیر مىخوردند اما براى گروه دیگر یک عروسک شامپانزه مادر درست کردند و به بچه شامپانزهها به صورت مصنوعى شیر مىدادند. در حالى که هر دو گروه به یک میزان شیر مىخوردند، وقتى که این دو گروه را با هم مقایسه کردند، دریافتند که گروه اول داراى اعتماد به نفس بالاتر و روابط اجتماعى قوىترى بودند. در نتیجه در مواردى که مادر یا جانشین مادر حضور ندارد یا مادر رابطه عاطفى خوبى با کودک خود ندارد و یا مادر، خود بیمار است، بچهها گوشهگیرتر و منزوىتر بار مىآیند که در بچههاى کوچکتر و شیرخواران، این افسردگى خود را به صورت سوءتغذیه و عدم رشد نشان مىدهد.
وجود یک مادر افسرده نیز از طریق یادگیرى و الگوبردارى در بچهها ایجاد افسردگى مىکند. اگر مادر یا پدر یا هر دو افسرده باشند الگوى افسردهاى مىشوند که کودک آن را یاد مىگیرد. زمانى که مادر مدام بگوید حوصله ندارم، خسته هستم، یا مدام اضطراب داشته باشد، در اینصورت کودک الگوى دیگرى براى یادگیرى نخواهد داشت و الگوى غالب رفتارىاش الگوى افسردگى خواهد شد. او مىآموزد که مرتب نق بزند و نالان، بىحوصله و ناراضى باشد. طبیعتاً یک مادر یا پدر افسرده فرزند افسردهاى...
نشر قطره | Ghatreh Publications 



