افسردگی _ صادقی

عنوان فرعی: 
راهنمای بیمار و خانواده‌ها
عنوان لاتین: 
Depression
نویسنده: 
شابک: 
978-964-341-744-4
قطع كتاب: 
رقعی
نوع جلد: 
شومیز
تاریخ انتشار: 
1388
18,000 ریال
نوبت چاپ: 
دوم
تعداد صفحه: 
96

در این کتاب می‌خوانید:


یادداشت ناشر   
  مقدمه مؤلف   
  افسردگى یعنى چه؟   
  چه کسانى دچار افسردگى مى‏شوند؟   
  سن شروع افسردگى از چند سالگى است؟   
  علت افسردگى چیست؟   
  آیا عوامل محیطى نیز در افسردگى مؤثرند؟   
  درونى‏سازى، کلى‏سازى (تعمیم دادن) و همیشه‏سازى به چه معنا هستند؟   
  چه عاملى را مى‏توان در بروز افسردگى مهم‏تر دانست؟   
  چه عواملى باعث ایجاد افسردگى در کودکان مى‏شوند؟   
  نشانه‏هاى هشداردهنده و اولیه در افسردگى کدامند؟   
  علائم و نشانه‏هاى افسردگى چیست؟   
  درماندگى و ناامیدى چه ارتباطى با افسردگى دارند؟   
  چه چیزى در فرد افسرده او را مستعد بیمارى کرده است؟   
  افسردگى چند نوع است؟   
  اگر علائم افسردگى را در خود یا یکى از بستگان ببینیم چه باید بکنیم؟   
  چه کسانى افسردگى را تشخیص مى‏دهند؟   
  پزشکان چگونه بیمارى افسردگى را تشخیص مى‏دهند؟   
  آیا افسردگى قابل درمان است؟   
  آیا افسردگى درمان نشده منجر به بیمارى‏هاى دیگر مى‏شود؟   
  درمان‏هاى دارویى ضدافسردگى کدام‏اند؟   
  داروهاى ضد افسردگى چه عوارضى دارند؟   
  آیا مى‏توان از داروهاى گیاهى و رژیم غذایى براى درمان افسردگى استفاده کرد؟   
  چه‏مدت طول مى‏کشد تا افسردگى درمان شود؟   
  الکتروشوک چیست؟   
  در چه مواردى لازم مى‏شود بیمار افسرده در بیمارستان بسترى شود؟   
  اگر بیمار فکر آسیب‏رساندن به خود را با ما در میان گذاشت آیا باید آن را جدى بگیریم؟   
  چه عواملى در برابر اقدام به خودکشى اثر محافظت‏کننده دارند؟   
  روان‏درمانى چیست؟   
  پس از مراجعه به پزشک و شروع درمان چه باید بکنیم؟   
  آیا افسردگى مسرى و قابل بازگشت است؟   
  آیا افسردگى مى‏تواند در اثر تلقین هم ایجاد شود؟   
  آیا بین هوش، تحصیلات و اضطراب افراد با افسردگى رابطه‏اى وجود دارد؟ 
 

 



همه ما در دوره‏هایى از زندگى خود احساس غم، اندوه و افسردگى را تجربه کرده‏ایم. اما اکثر این دوره‏ها به دنبال تغییر عمده‏اى در زندگى، از دست دادن عزیزان یا گرفتارى‏هاى روزمره زندگى بوده است. احساسات ناخوشایندى که در این مواقع به ما دست مى‏دهد معمولاً متناسب با موقعیت، ضرورى و گذراست و گاهى حتى باعث رشد و سازگارى بیشتر ما با محیط و اطرافیان مى‏شود. اما وقتى احساس افسردگى از مدت معینى بیشتر ادامه پیدا کند و زندگى روزمره را مختل کند، ممکن است نشانه‏اى از «بیمارى افسردگى» باشد. در واقع شدت، مدت و سایر علائم همراه احساس افسردگى است که یک غمگینى ساده و طبیعى را از بیمارى...
افسرده بودن کسى نمى‏تواند به معناى تنبلى یا ضعف شخصیت او باشد.

علت افسردگى چیست؟
    هیچ‏کس به‏طور دقیق نمى‏داند علت اصلى و واقعى افسردگى چیست، همان‏طور که علت بسیارى از بیمارى‏هاى دیگر معلوم نیست. اما بعضى از علل احتمالى افسردگى به شرح زیر است:
    1- عدم تعادل شیمیایى در مغز: شاید یکى از عوامل ایجادکننده افسردگى نوعى عدم تعادل شیمیایى در مغز باشد. در دستگاه عصبى و مغز همه ما موادى به نام «واسطه‏هاى عصبى» وجود دارند که کار آن‏ها انتقال و ارتباط سلول‏هاى عصبى با همدیگر و با کل بدن است. تعادل بین این
 علت اصلى و واقعى افسردگى هنوز مشخص نشده است.
 واسطه‏ها سبب مى‏شود که ما به موقع شاد شویم، احساس غم کنیم، خشمگین یا مضطرب شویم و در مجموع بتوانیم با توجه به موقعیت، عکس‏العمل‏هاى عاطفى و احساسى مناسبى از خودمان نشان بدهیم. اما عدم تعادل در این واسطه‏هاى عصبى مى‏تواند باعث شود که فرد احساسات و عواطف غیرعادى، طولانى و نامتناسب با موقعیت پیدا کند که درواقع خودش هم اراده‏اى بر کنترل آن‏ها ندارد. این عدم تعادل مى‏تواند ناشى از ژن‏هاى ما یا رویدادهاى زندگى‏مان باشد. ژن‏ها همان موادى هستند که در تمام سلول‏هاى بدن وجود دارند و باعث به ارث بردن خصوصیات ظاهرى، اخلاقى، رفتارى و شخصیتى ما از والدین‏مان مى‏شوند. دو واسطه شیمیایى مهم در مغز ما که در کنترل عواطف و احساسات دخالت دارند «سروتونین» و «نوراپى نفرین» هستند. بعداً در مبحث درمان خواهیم دید که روان‏پزشکان با استفاده از داروهاى ضدافسردگى که مقدار این واسطه‏ها را در مغز تنظیم مى‏کنند به درمان افسردگى مى‏پردازند.
    2- زمینه ارثى و ژنتیکى: برخى از موارد افسردگى جنبه ارثى و ژنتیکى دارند یعنى چند نفر از افراد خانواده دچار این بیمارى مى‏شوند. وجود موارد افسردگى در بستگان نزدیک بیمار مى‏تواند به‏عنوان یک عامل مستعدکننده بروز افسردگى در فرد عمل کند.
    زمینه ارثى مى‏تواند آسیب‏پذیرى فرد را نسبت به استرس و فشار و در
 پس از بهبودى بیمار از افسردگى با او مانند یک فرد سالم رفتار کنید.
 نهایت افسردگى افزایش دهد. به‏عنوان مثال حوادثى از قبیل طلاق و جدایى، از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعى یا مرگ یکى از عزیزان، براى کسى که زمینه ارثى دارد بسیار آسیب‏زاتر از فردى است که زمینه ارثى ندارد. به زبان ساده‏تر کسى که زمینه ارثى دارد نسبت به حوادث ناگوار آسیب‏پذیرتر است، و بروز افسردگى به زمینه ارثى و شخصیتى بیمار و نیز میزان حمایت سایر افراد خانواده و جامعه بستگى دارد.
    3- عوامل محیطى: استرس‏ها یا عوامل محیطى و به اصطلاح «عوامل آشکارساز» نیز در بروز افسردگى مؤثراند. هر قدر زمینه بروز افسردگى در فردى قوى‏تر باشد، عوامل محیطى کمتر و هرقدر این زمینه در فرد ضعیف‏تر باشد، عوامل محیطى بیشترى لازم است تا فرد را بیمار کند. عوامل محیطى عبارتند از:
    - وقتى موقعیت یا دلبستگى مهمى را از دست مى‏دهیم، مثلاً یکى از عزیزان‏مان فوت مى‏کند، یک موقعیت شغلى را از دست مى‏دهیم، طلاق و جدایى پیش مى‏آید، یا آبرو و حیثیت‏مان به‏خطر مى‏افتد.
    - وقتى با استرس‏هاى متعدد و پشت‏سرهمى مواجه مى‏شویم که نمى‏توانیم از پس آن‏ها برآییم.
    - وقتى تغییر مهمى در زندگى ما (منفى یا مثبت) پیش...

چه عواملى باعث ایجاد افسردگى در کودکان مى‏شوند؟
    در افسردگى کودکان نیز همه آن عواملى که در بزرگسالان گفتیم مى‏توانند دخیل باشند. بیشترین عاملى که بر رشد روانى و شکل‏گیرى شخصیت سالم کودکان تأثیر مى‏گذارد، روابط عاطفى آن‏ها با مادر یا جانشین مادر است که به افسردگى یا عدم ابتلا به افسردگى در کودکان کمک مى‏کند. روابطى که مادر در دوره شیرخوارگى با بچه دارد مثلِ در آغوش گرفتن، شیر دادن و بغل کردن باعث مى‏شود که بچه اعتماد به نفس و احساس امنیت را تجربه کند و در مقابلِ افسردگى در آینده واکسینه شود.
    روان‏شناسان براى اثبات این امر در شامپانزه‏ها آزمایشى را انجام دادند. به این صورت که چند بچه شامپانزه را به دو گروه تقسیم کردند. یک گروه از شامپانزه‏ها از سینه مادر شیر مى‏خوردند اما براى گروه دیگر یک عروسک شامپانزه مادر درست کردند و به بچه شامپانزه‏ها به صورت مصنوعى شیر مى‏دادند. در حالى که هر دو گروه به یک میزان شیر مى‏خوردند، وقتى که این دو گروه را با هم مقایسه کردند، دریافتند که گروه اول داراى اعتماد به نفس بالاتر و روابط اجتماعى قوى‏ترى بودند. در نتیجه در مواردى که مادر یا جانشین مادر حضور ندارد یا مادر رابطه عاطفى خوبى با کودک خود ندارد و یا مادر، خود بیمار است، بچه‏ها گوشه‏گیرتر و منزوى‏تر بار مى‏آیند که در بچه‏هاى کوچکتر و شیرخواران، این افسردگى خود را به صورت سوءتغذیه و عدم رشد نشان مى‏دهد.
    وجود یک مادر افسرده نیز از طریق یادگیرى و الگوبردارى در بچه‏ها ایجاد افسردگى مى‏کند. اگر مادر یا پدر یا هر دو افسرده باشند الگوى افسرده‏اى مى‏شوند که کودک آن را یاد مى‏گیرد. زمانى که مادر مدام بگوید حوصله ندارم، خسته هستم، یا مدام اضطراب داشته باشد، در این‏صورت کودک الگوى دیگرى براى یادگیرى نخواهد داشت و الگوى غالب رفتارى‏اش الگوى افسردگى خواهد شد. او مى‏آموزد که مرتب نق بزند و نالان، بى‏حوصله و ناراضى باشد. طبیعتاً یک مادر یا پدر افسرده فرزند افسرده‏اى...
 

موضوعات مرتبط :