حل مشکل

عنوان فرعی: 
آموزش یکی از مهارت های زندگی
عنوان لاتین: 
Problem Solving
شابک: 
978-964-341-742-0
قطع كتاب: 
رقعی کوچک
نوع جلد: 
شومیز
تاریخ انتشار: 
1390
25,000 ریال
نوبت چاپ: 
سوم
تعداد صفحه: 
72

در این کتاب می‌خوانید:

 

یادداشت ناشر
مقدمه مؤلف
چه چیز را «مشکل» مى‏نامیم؟
چه راه‏هایى براى مقابله با مشکل وجود دارد؟
در حل مشکل به چه مسائلى مى‏توان پرداخت؟
مهارت حل مشکل چیست؟
گفت‏وگوى درونى چیست و چگونه در آرام‏سازى فرد تأثیر مى‏گذارد؟
مهارت حل مشکل چه مراحلى دارد؟
در کدام یک از مراحل حل مشکل به ریشه‏یابى مشکل مى‏پردازیم؟
اگر راه‏حل انتخابى ما وضع را بدتر کرد چه باید بکنیم؟
آیا روحیات و نگرش فرد در حل مشکل تأثیر دارد؟
براى اجتناب از پیوسته به مشکل فکر کردن، چه کارهایى مى‏توان انجام داد؟
نمونه‏اى از یک مشکل خانوادگى را مطرح و روش حل مشکل را روى آن تشریح کنید.
آموزش حل مشکل در سنین مختلف چه تفاوت‏هایى با یکدیگر دارد؟
انواع حل مشکل را نام ببرید؟
هوش و خلاقیت افراد تا چه اندازه در روند حل مشکل تاثیرگذار است؟
تفکر خلاق چیست و چه کمکى به حل مسئله مى‏کند؟
چگونه مى‏توانیم مهارت حل مسئله را در خود و در اطرافیان‏مان پرورش دهیم؟
آیا مهارت حل مشکل مى‏تواند به سازگارى بیشتر فرد با جامعه بینجامد؟
با توجه به فواید مهارت حل مشکل آیا ایرادى هم به آن وارد است؟
مشاوره در کدام یک از مراحل حل مشکل مى‏تواند نقش مؤثرترى داشته باشد؟
آیا مى‏توان نتیجه گرفت که اصولاً «حل مشکل» یک موضوع نسبى است؟


در حل مشکل به چه مسائلى مى‏توان پرداخت؟
ما سه دسته مشکل داریم؛ دسته اول مسائلى هستند که به‏طور مشخص براى آن‏ها پاسخ‏هایى داریم. درواقع مسئله روشن است، ولى ما از روى نظم و قاعده نیاز به برنامه‏ریزى داریم. مثلاً رفتن به محل کار مسئله‏اى است که ما آن را هر روز انجام مى‏دهیم، به فکر چندانى هم نیاز ندارد، ولى به هر صورت بدون برنامه‏ریزى هم نمى‏شود آن را انجام داد، این برنامه‏ریزى در ذهن صورت مى‏گیرد ولى کاملاً ناخودآگاه و بدون صرف انرژى فکرى، درواقع ذهن به‏طور اتوماتیک این کار را انجام مى‏دهد.
دسته دوم مشکلاتى هستند که ما براى حل آن‏ها به یک رشته اطلاعات و دانش معین نیاز داریم. مثلاً ضبط صوت ما خراب شده و نمى‏دانیم علت خرابى چیست، از شخص کارشناسى مى‏پرسیم و او مى‏گوید این پیچ شل شده، آن را سفت کنید. ما از این طریق اطلاعات و دانش مربوط به آن را به دست آورده‏ایم؛ پیچ شل شده را سفت مى‏کنیم و مشکل حل مى‏شود. و یا بیمار مى‏شویم و با استفاده از دانش پزشک بیمارى را مداوا مى‏کنیم.
دسته سوم مشکلاتى هستند که براى حل آن‏ها نه تنها دانش کافى نداریم بلکه راه رسیدن به آن دانش و اطلاعات را هم نمى‏دانیم. درواقع حل این مشکلات به راحتى مسائل دسته اول و دوم نیست و کمى پیچیده است. در چنین شرایطى ما از مهارت حل مشکل استفاده مى‏کنیم.
گاهى مشکل ما یک مشکل روزمره است و نیاز به دانش زیادى هم ندارد، ولى راه‏حل‏هاى مختلفى براى آن وجود دارد و ما ناگزیریم ذهن خود را دسته‏بندى کنیم تا بتوانیم به بهترین راه‏حل دست یابیم. به دلایلى هم نمى‏توان تند و سریع به بهترین راه‏حل رسید. مثلاً فرض کنیم کسى گرفتار بحران مالى شده است، بحران زمانى حل مى‏شود که فرد بحران‏زده پول به دست بیاورد. پول به دست آوردن آسان نیست، راه‏حل‏هاى گوناگونى وجود دارد که ما باید آن‏ها را بررسى کنیم. مهارت حل مشکل در این‏جا به کمک ما مى‏آید. به‏عبارتى دیگر مهارت حل مشکل به‏جاى آن‏که پاسخ یک مسئله را بیان کند راه رسیدن به جواب را پیش‏رو مى‏گذارد. در طى فرایند حل مشکل مى‏توانیم به‏نحوى طبقه‏بندى شده و سازمان‏یافته روى مشکل کار کرده، با خطاى کمتر و اطمینان بالاتر به پاسخ سؤال...

مهارت حل مشکل چیست؟
انسان در طى دوران زندگى خود با مشکلات گوناگونى روبه‏رو مى‏شود که مجبور است با آن‏ها مقابله کند. بسیارى از افرادى که در تعامل با یکدیگرند مثل همسران، والدین و فرزندان، همکاران و... گاهى قادر نیستند حتى مسائل و اختلافات کوچک خود را به درستى حل کنند و با بروز کوچک‏ترین مشکل دچار پریشانى و اضطراب مى‏شوند و گاه نیز همان مشکل کوچک به دلیل عدم آگاهى از مهارت «حل مشکل» تبدیل به مشکلاتى پیچیده‏تر و بزرگتر مى‏شود. یعنى به‏جاى استفاده از مقابله مسئله‏مدار دچار هیجان کنترل نشده مى‏شود. «حل مشکل» مهارتى است که اگر به درستى آموخته شود، مى‏تواند انسان را در مقابله با فشارها، مشکلات و رویدادهاى تنش‏زا یارى کند.
مهارت «حل مشکل» یکى از مهارت‏هاى اساسى زندگى است که به ما امکان مى‏دهد تا با طراحى مناسب و برنامه‏ریزى مشخص مشکلات را رفع کنیم. این مهارت فقط براى مشکلى خاص نیست و مى‏تواند در حل انواع مسائل و مشکلات کاربرد داشته باشد. مهارت «حل مشکل» یکى از انواع «مدیریت استرس» است که با اتکا بر اصول منطقى، ما را در جهت برطرف کردن مشکل و مسائل مرتبط با آن یارى مى‏کند.
خوشبختانه این مهارت داراى هیچ پیچیدگى خاصى نیست که آموختن آن را دشوار کند. یادگیرى اولیه آن به‏سهولت و از راه‏هاى مختلف امکان‏پذیر است: استفاده از کتاب‏ها و فیلم‏هاى آموزشى، حضور در سخنرانى‏ها و کلاس‏هاى درس و البته از همه مناسب‏تر، شرکت در کارگاه‏هاى آموزشى از جمله روش‏هاى موجود است. این روش‏ها افراد را با چگونگى مراحل مختلف این مهارت آشنا مى‏کنند و از آن‏جا که حل مشکل در زندگى روزمره امرى ضرورى است، مبناى اصلى آموزش نیز باید آموزش عملى باشد. در کارگاه‏هاى آموزشى نحوه عمل این مهارت قابل انتقال است ولى آنچه مهم‏ترین بخش یادگیرى را شامل مى‏شود، تمرین در به‏کارگیرى این توانایى در امور روزمره است؛ چرا که تنها با تکرار یک توانایى مى‏توان به مهارت کامل عملى آن دست یافت. این امر در مورد تمامى مهارت‏ها صادق است. به‏عنوان مثال مهارت دوچرخه‏سوارى از طریق مشاهده فیلم،
حل مشکل یکى از انواع مدیریت استرس است که با اتکا بر اصول منطقى، ما را در جهت برطرف کردن مشکل و مسائل مرتبط با آن یارى مى‏کند.
مطالعه کتاب و یا گوش دادن به سخنرانى، تنها در حد نظرى در ذهن نقش مى‏بندد ولى براى یادگیرى دوچرخه‏سوارى لازم است به فرد آموزش عملى داده شود. پس از یادگیرى اولیه، آنچه فرد را در این کار ماهر مى‏کند تمرین و تکرار هرچه بیشتر است.
توصیه مى‏شود مهارت حل مشکل را به‏عنوان روشى مؤثر در امور جارى باور داشته باشیم و از آن استفاده کنیم. به‏کارگیرى آن اگرچه در ابتدا وقت‏گیر است ولى مى‏تواند به‏نحوى مؤثر و مطمئن موجب حل مشکلات و یافتن راه‏حل‏هاى مفید شود. البته همه مى‏دانیم که در امور ساده و غیر پیچیده به‏کارگیرى روش‏هاى حل مشکل ضرورى نیست ولى چنانچه مشکل به مرحله‏اى برسد که براى ما درجاتى از سردرگمى فکرى را ایجاد کند، به‏راحتى مى‏توان از مهارت حل مشکل بهره برد و با تکرار بیشتر آن با احساس امنیت کافى راه‏حل‏هاى پیدا شده...

موضوعات مرتبط :