راز ارتباط

عنوان فرعی: 
توانمندی‌های روابط بین فردی
شابک: 
978-600-119-390-3
قطع كتاب: 
رقعی
نوع جلد: 
شومیز
تاریخ انتشار: 
1390
40,000 ریال
نوبت چاپ: 
اول
تعداد صفحه: 
160

 

در این کتاب می‌خوانید:

مقدمه           

فصل اول: نیاز به روابط     

فصل دوم: فهم روابط         

فصل سوم: شکل‌گیری ارتباط مؤثر     

فصل چهارم: تحلیل تبادلی    

فصل پنجم: تعادل درون و بیرون       

فصل ششم: مشـارکت در رفع نیازها    

فصل هفتم: عشـق و روابط صمیمی    

فصـل هشتم: با خودرأیی و خودپسندی وداع کنید 

فصل نهم: تأثیر جمع‌گرایی ـ فرد‌گرایی بر ادراک گفتار افراد از یک‌دیگر        

فصل دهم: قضاوت در مورد دیگران   

فصل یازدهم: حـالت‌های مناسب         

فصل دوازدهم: گفت‌وگو و اهمیت لحن کلام       

فصل سیزدهم: خودافـشایـی   

فصل چهاردهم: گوش دادن یا شنیدن    

فصل پانزدهم: ابراز وجود مؤثرترین شیوه‌ی برخورد       

فصل شانزدهم: هیجان و جلوه‌های آن   

فصل هفدهم: لبـخـند زدن     

فصل هجـدهم: دست دادن و شخصـیـت 

کلام آخر        

منابع            

 

نیاز به روابط

 جهان ما هرگز به پیچیدگی امروز نبوده است. تداوم رشد علوم بیش از هر زمان دیگری به چشم می‌خورد. بسیاری از عملکردهای انسانی به واسطه‌ی استفاده از تکنولوژی مدرن تغییر یافته و در بسیاری از مشاغل و صنایع، کامپیوتر‌ها و روبات‌ها جایگزین عملکرد انسانی شده‌اند. به واسطه‌ی چنین تغییراتی روابط بین انسان‌ها نیز پیچیده‌تر شده است. این تغییرات باعث شد که ارزش‌های انسانی در قرن حاضر تغییر یابد یا پاره‌ای اوقات نادیده گرفته‌ شود. جهان امروز پر است از خشونت و ناامیدی. اخبار روزنامه‌ها مملو از ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و خشونت‌ها‌ست. افزایش خشونت‌ها، مشاجرات و سوء‌تفاهم‌ها دشمنی بین انسان‌ها را بیش‌تر و خطر جنگ را در جوامع افزایش می‌دهد و به تبع چنین وضعیتی به افزایش بدبختی و فلاکت و تهیدستی انسان‌ها منجر می‌شود. پس به نظر می‌رسد جهان ما پر از انسان‌هایی است که:

ـ تمایلی به ادامه‌ی حیات ندارند،

ـ ترسان و گریزان از زندگی هستند،

ـ از مسئولیت‌ها فرار می‌کنند،

ـ از خوشبختی گریزان هستند،

ـ با دیگران به تقابل برمی‌خیزند،

ـ انتقادات بی‌ثمر از دیگران می‌کنند،

ـ دنبال انتقام و کینه‌جویی هستند،

ـ به دیگران اهانت می‌کنند،

ـ خودپرست هستند،

ـ و ...

 چنین خصلت‌های منفی نه تنها منجر به کاهش سلامت جسمانی می‌شود، بلکه موجب آلوده شدن ذهن‌ها و ایجاد جوی ناسالم و هم‌چنین فقدان رشد فهم متقابل و در نهایت منجر به کاهش ایمان، صداقت و اعتماد بین انسان‌ها می‌شود. این اوضاع نوعی ضرورت را برای تلاش انسان‌ها در جهت حذف این وضعیت ترسناک به وجود می‌آورد. در واقع باید مجدداً روابط انسانی را به افراد آموزش داد تا بتوانند از پریشانی و ناامیدی نجات یابند. درواقع این نیاز وجود دارد که عملاً همه‌ی ما به این عقیده و مرام احترام بگذاریم که صلح در جهان ضرورتی است انکارناپذیر و همه‌ی انسان‌ها باید در آن مشارکت کنند.

 اما چگونه می‌توان چنین حسی را به یک‌دیگر منتقل کرد و چگونه می‌توان به دیگران نشان داد که روابط انسانی باید تغییر کند و اثر‌بخش‌تر شود؟ چگونه می‌توان زندگی را پربارتر از وضعیت فعلی کرد و قلمرو فعالیت‌های متخاصم را کاهش داد؟ امروزه زنان و مردان جوان با نوعی...

 

تعادل درون و بیرون

روان انسان: یک مسئله

فهم رفتار انسان یا پویایی‌های رفتاری، موضوعی است که سال‌ها توسط روان‌شناسان و روا‌ن‌پزشکان مورد بحث و مطالعه قرار گرفته است. به ‌نظر می‌رسد بعضی از جنبه‌های ماهیت انسان، دوگانه است‌. هم‌چنین به نظر می‌رسد همیشه تعارض بین این جنبه‌های دوگانه وجود دارد، جنبه‌ی خوب انسان و جنبه‌ی بد انسان؛ بین آن‌که پایین‌تر است و آن‌که بالاتر است؛ بین آن‌که درونی است و آن‌که بیرونی است. چنین تمایزی در عرصه‌های تفکر «ذن» نیز به خوبی نمایش داده شده است. در تفکر چینی‌ها تعادل بین درون و بیرون یا بین «ین» و «یانگ» اهمیت زیادی دارد. مطابق با تفکر شرقی می‌توان این دو بخش از وجود انسان را به تعادل رساند، به شرط آن‌که بتوان عناصر این دو بخش را با یک‌دیگر آشتی داد.

 در تفکر شرقی  همه چیز از دو کیفیت ساخته شده است:

ـ یانگ  یا مردانگی

ـ ین  یا زنانگی

 ین و یانگ نماینده‌ی دو‌گانگی منفی و مثبتی هستند که در همه‌ی امور یافت می‌شوند، از الکترون‌ها و پروتون‌ها گرفته تا خودآگاه و ناخودآگاهی روان آدمی.

 این دوگانگی چه در اندیشه‌های چین باستان و چه در اندیشه‌های امروزی بشر، بنیادی ژرف به‌ شمار می‌رود. بر اساس این تفکرات و اندیشه‌ها، اعتقاد بر این‌ است که انسان‌ها محتاج هستند تا بین ویژگی‌های زنانه و مردانه‌ی خود تعادل‌ ایجاد کنند؛ زیرا هنگامی که این دو نیروی متضاد و متقابل، دارای هماهنگی و هارمونی نباشند، نتیجه‌ای جز آشفتگی و ناسازگاری پدیدار نخواهد شد.

 درهرحال آگاهی از توانایی‌های بالقوه‌ی هر دو نیرو یعنی ین و یانگ می‌تواند منجر به پرورش تمامی امکانات وجودی ما شود.

 ویژگی‌های وجودی ین و یانگ: در نوشتارهای شرقی ین و یانگ، با...

 

گفت‌وگو و اهمیت لحن کلام

 در بخش‌های گذشته بر این نکته تأکید شد که در جریان رشد، استفاده از زبان آموخته می‌شود و از طریق رشد کلامی، رابطه با دیگران ایجاد، حفظ یا گسسته می‌شود. بی‌شک رشد کردن در همه‌ی کشورها، با گروه‌های مختلف قومی، مذهبی و طایفه‌ای و حتی به علت زن یا مرد بودن، منجر به سبک‌های مختلف در گفت‌وگو می‌شود و همین تفاوت‌های کلامی است که می‌تواند سوء‌تفاهم‌ها و ناراحتی‌های مختلفی را باعث شود. در اغب مواقع هنگامی که گفت‌وگوی بین افراد منحرف می‌شود، علت ناراحتی را جست‌وجو می‌کنیم و خود یا دیگران را مقصر می‌دانیم و در صدد توجیه علت انحراف بر‌می‌آییم.

 به عقیده‌ی اکثر روان‌شناسان این‌که دیگران را متهم ‌کنیم اغلب کار بیهوده‌ای است، زیرا احساسات ناخوشایند اغلب ناشی از سوء‌تفاهم‌هایی است که در اثر تفاوت‌های سبک گفت‌وگوی ما با دیگران ایجاد می‌شود. بی‌تردید همه در تجربیات خود، در ارتباط با دیگران، تلاش فراوانی کرده‌ایم تا منظور دیگری را بفهمیم، اما فایده‌ای در‌برنداشته است و در اغلب موارد نیز گاه ما را درک نکرده‌اند. در چنین وضعیتی افراد به درایت خود شک می‌کنند و نمی‌توانند دقت لازم را در قضاوت‌های خود به‌کار بندند.

 یقیناً بخشی از سوء‌تفاهم‌های ارتباطی، ناشی از عدم توجه و گوش نکردن به حرف‌های دیگری است اما به نظر می‌رسد بخشی از اشکالات ایجاد‌شده، ناشی از تفاوت‌های واقعی میان افراد است. در واقع علی‌رغم صمیمیتی که بر روابط افراد حاکم است، به علت ماهیت گفت‌وگو و سبک صحبت آن‌ها با یک‌دیگر، سوء‌تفاهم و اشکال ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر، عدم تعادل در گفت‌وگو سبب وضع نابهنجار پیش‌آمده قلمداد می‌شود. در چنین فرایندی هر حرفی که زده می‌شود، درست درک نمی‌شود. هر کمکی نیز یک نوع مداخله محسوب می‌شود و هر نوع ملاحظه‌کاری، سردی در روابط تلقی می‌شود.

 در اکثر موارد، آن‌چه باعث سوء‌تفاهم فرد می‌شود این است که طرز برقراری ارتباط ما در نظر خودمان طبیعی است؛ بنابراین اغلب ما در ارتباطات بین فردی خود صادق هستیم اما هرکس به گونه‌ای متفاوت صادق است. علی‌رغم صداقتی که نشان می‌دهیم، منظورمان درست درک نمی‌شود و این‌جاست که حتی در گفت‌وگوهای معمولی نیز اختلاف بروز می‌کند. بدون تردید برای جلوگیری از عدم تعادل در گفت‌وگو و حل اختلاف، برقراری ارتباط روشن ضرورت دارد. اگر طرز گفتار و سبک گفت‌وگوی ما علی‌رغم نیت خیری که داریم، غیر منطقی باشد، گرفتار ارتباط بد خواهیم شد.

 در بیش‌تر موارد ممکن است بی‌ادبی، گستاخی و بی‌دقتیِ نسبت داده‌شده به ما، ناشی از تفاوت‌هایی باشد که ما در طرز گفتار خود با دیگران داریم و لزوماً انگیزه‌های نهفته در رفتارمان وجود ندارد.

 به همین دلیل برای داشتن یک ارتباط مؤثر، باید طرح و چارچوبی برای کلام خود داشته ‌باشیم. با تغییر طرز گفت‌وگو، می‌توانیم فرضیه‌های متفاوتی در ذهن مخاطب ایجاد کنیم یا واکنش‌های متفاوتی را در او به ‌وجود آوریم که این‌ کار، اختلافات بالقوه را کاهش می‌دهد. به عقیده‌ی روان‌شناسان، در اغلب موارد طرز کلام ما (که شامل بلندی صدا، سرعت حرف زدن، طرز ادای کلمات و تأکیدهاست) ذهنیت ما را مشخص می‌کند و به‌طور وسیعی می‌تواند معانی اجتماعی را نشان دهد. به همین دلیل است که در اغلب اوقات می‌توان وضعیت یک مجلس یا گروه را با لحن افراد درگیر در گفت‌وگو تشخیص داد. در حقیقت هر سخنی لحن، سرعت، مکث و بلندی خاص خود را دارد و همین عوامل هستند که سبک افراد را در گفت‌وگو مشخص می‌کنند. باید تأکید کرد...


دکتر سید حمید آتش‌پور پس از اخذ مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد روان‌شناسی، دورة تحصیلات تکمیلی و دکترای روان‌شناسی را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اهواز به اتمام رساندند و موفق به اخذ تخصص روان‌شناسی با گرایش بالینی شدند. ایشان از دانشگاه راشول مدرک دکترای مجازی مدیریت رفتار سازمانی دریافت کرده‌اند و مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های مورد تخصص خود انجام داده‌اند، چندین جلد کتاب در این زمینه‌ها به چاپ رسانده‌اند و از سال 1382 مدیرگروه روان‌شناسی صنعتی و سازمانی دانشگاه آزاد خوراسگان (اصفهان) هستند.

موضوعات مرتبط :