افسردگی
در این کتاب میخوانید:
یادداشت ناشر
مقدمه مؤلف
تعریف افسردگى چیست؟
نشانههاى افسردگى چیست؟
عوامل و ریشههاى افسردگى کدامند؟
دیدگاه شناختى چیست؟
مثلث افسردگى چیست؟
«شناختدرمانى» چیست و چطور مىتواند به بیماران کمک کند؟
شناختدرمانى چه راههاى عملىاى را براى رهایى از مثلث افسردگى ارائه مىکند؟
آیا در شرایط حاد، بیمار مىتواند از خود - پرسى کند؟
تحریفات شناختى چه تأثیرى در ایستایى فرد دارد؟
انواع تحریفات شناختى کدامند؟
مهمترین عامل تحریفات شناختى چیست؟
درمان شناختى و رفتارى افسردگى چگونه است؟
نقش تجارب دوران کودکى در تکوین و تشکیل تحریفاتشناختى چیست؟
تأثیر شناختدرمانى بر کسانى که به تحریفشناختى دچارند چیست؟
همهجانبهنگرى چه تأثیرى در اصلاح شناخت بیمار دارد؟
آیا فرد افسرده، مىتواند خوددرمانى کند؟
آیا شیوههاى تربیتى پدران و مادران در افسردگى کودکان مؤثر است؟
آیا مىتوان با معنا دادن به حوادث ناگوار زندگى مانع بروز افسردگى شد؟
دین و روحیه دیندارى چه ارتباطى با افسردگى دارد؟
در درمان افسردگى، دارودرمانى مؤثرتر است یا شناختدرمانى؟
آیا با تشخیص خود مىتوان دارو مصرف کرد؟
افسردگى پس از زایمان چیست؟
آیا افسردگى در سالمندان امرى طبیعى به حساب مىآید یا نشانهاى از بیمارى است؟
آیا بین میزان هوش و افسردگى رابطهاى وجود دارد؟
آیا افسردگى با خصوصیات ظاهرى مثل وزن، قد و... ارتباط دارد؟
آیا افسردگى مىتواند به وسواس منجر شود؟
خودکشى با افسردگى چه ارتباطى دارد؟
آیا میزان افسردگى در شهرهاى بزرگ و کوچک و روستاها متفاوت است؟
براى درمان افسردگى، خفیف یا حاد، چه مىتوان کرد؟
چطور مىتوانیم با افسردگى خود مبارزه کنیم؟
چه کنیم که جدول فعالیتها براى ما کمک باشد نه مانع؟
1. خلق: مهمترین نشانه افسردگى، تغییر در خلق و خوست که مىتواند به صورت غم و اندوه ظاهر شود. فرد احساس مىکند بغضى در گلو دارد. مىخواهد گریه کند و گاهى در شبانهروز به اندک بهانههایى، چه در خلوت و چه در حضور دیگران، گریه سر مىدهد. نمىتواند جلوى آن را بگیرد. معمولاً غم و اندوه چهره او را مثل ابر تیرهاى مىپوشاند و حالت غمزده و افسردهاى به او مىدهد. به همین دلیل هم این اختلال را افسردگى نامیدهاند. فردى که نابجا یا براى چیز کماهمیتى گریه مىکند، مثلاً از دیدن اطلاعیه ترحیم کسى که نمىشناسد، گریهاش مىگیرد یا وقتى موسیقى غمناک مىشنود گریه مىکند، در حالىکه قبلاً دوست داشت آهنگهاى شاد گوش کند، حالا موسیقى غمانگیز را ترجیح مىدهد. این تغییرهاى خلقى او بهنجار نیستند.
بنابراین، اگر فرد، برخلاف گذشته، تمایلى به آرایش ندارد و دستى به سر و صورت خود نمىکشد یا تمایلى به گشت و گذار و تفریح ندارد و یا از مسافرت و رفتن به مهمانى و مجالسِ شاد اکراه دارد، و در مقابل، دوست دارد در مجالس عزادارى و غمآور شرکت کند. همه اینها همراه با برخى تمایلات نوظهور دیگر، از نشانههاى افسردگى به حساب مىآیند.
البته به مجالس عزا رفتن، نشانه افسردگى نیست؛ چون، ادب و روابط اجتماعى این کار را ناگزیر مىکند. مقصود این است که فرد افسرده از مجالس شاد لذت نمىبرد، و تمایل دارد که بیشتر در مراسم عزادارى شرکت کند.
2. کاهش انرژى: افسردگى انرژى روانى فرد را پایین مىآورد. اگر بدن را ماشین فرض کنیم، این ماشین براى حرکت و کار نیاز به انرژى دارد. اگر انرژى و قدرت ماشین کاهش یابد، از بهرهدهى آن هم کاسته مىشود. بهرهدهى ماشینِ بدن مىتواند کلامى، رفتارى، یا خلقى باشد. اگر توان کلامى، رفتارى یا خلقى فرد از میزان و معیار هنجار خارج شود، حتماً پاى افسردگى در میان است. در این حالت، فرد احساس مىکند توان لازم براى بسیارى از فعالیتهاى روزمره را ندارد.
3. کاهش مهارتها: مهارتهاى زندگى در افراد افسرده کاهش مىیابد.
افسردگى احساس غم و اندوهى است که با علائم خاص خود زندگى روزمره بیمار را مختل مىکند.
این مهارتها شامل مهارتهاى اجتماعى نیز هستند: خانمى که خوش سر و زبان بود، خیلى راحت حرفهایش را مىزد، و به قول معروف حاضرجواب بود، حالا به علت افسردگى نمىتواند حتى در مقابل اتهامى که به او مىزنند از خودش دفاع کند. همین خانم، قبلاً در مجالسى که ده تا پانزده زن دیگر شرکت داشتند، با قدرتِ کلام، دیگران را سر جایشان میخکوب مىکرد، ولى حالا به روانشناس مراجعه مىکند و مىگوید که در وضعى گرفتار شدهام که قادر نیستم از کوچکترین حقّم دفاع کنم.
4. از دست دادن انگیزه: فرد افسرده انگیزه دنبال کردن کارها را ندارد. از قبول مسئولیتها و انجام دادن کارها شانه خالى مىکند. قبلاً وقتى مطلبى را در کتابى مىخواند، آن را دنبال مىکرد، ولى حالا انگیزه براى دنبال کردن مطلب ندارد. درواقع، حوصله و تلاش و پشتکار خود را از دست داده است.
فرد افسرده حتى انگیزه انجام دادن کارهاى ساده را هم از دست مىدهد. قرار استچند استکان یا ظرف را بشوید، ولى احساس مىکند که حوصله انجام دادن آن را ندارد. او از کمحوصلگى شکوه دارد و پیوسته مىگوید: «حوصله انجام دادن هیچ کارى را ندارم.» اینان مرتب شکایت مىکنند که دست و دلشان به کارى نمىرود...
عوامل و ریشههاى افسردگى کدامند؟
در زمینه تبیین ریشههاى افسردگى نظریههاى متفاوتى وجود دارد. دستهاى از نظریهها، درباره اختلالات روانى، مبنى بر این است که ریشه تمام اختلالات روانى، اُرگانیک است و بحث هورمونها و نوروترنسمیترها )Neurotransmitter( یا انتقالدهندههاى عصبى را مطرح مىکنند. طبق نظریه دیگر، اختلالات روانى بیشتر ریشه روانى - اجتماعى دارند که یا به دوره کودکى و یا به تجربیات قبلى فرد برمىگردد. نظریه بعدى، به تعامل این دو معتقد است. به این معنا که مىتوانیم بگوییم بعضى افراد زمینههاى اُرگانیک دارند، ولى داشتن زمینه ارگانیک به این معنا نیست که شما صددرصد افسرده مىشوید. وقتى در یک محیط پراسترس قرار مىگیرید آن زمینههاى ارگانیک فعال مىشود و شما را افسرده مىکند. مسائل روانى - اجتماعى نقش چاشنى و جرقه اولیه براى زمینه ارگانیک دارند. گاهى هم فرد بر اثر مسائل روانى - اجتماعى افسرده مىشود و این افسردگى، در او تغییرات ارگانیک ایجاد مىکند. پس، بین ایندو رابطه متقابل وجود دارد. اما به طورکلى، مىتوانیم عوامل زیر را به عنوان علل اصلى بروز افسردگى...
تفسیر اشتباه و نگاه غلط به حوادث زندگى باعث بروز افسردگى مىشود.
افسرده مىشود و سالها از آن رنج مىبرد؟
فردى که همه هست و نیستش را از دست داده است، مىاندیشد که اگر هر کارى کند، دیگر همسرش، فرزندش، خانواده و دوستانش بازنمىگردند و زنده نمىشوند. کسى که مُرد، دیگر بازگشتى ندارد. مدتى به سوگوارى مىنشیند، در مجالس ترحیم شرکت مىکند و پس از گذشت چند ماه، آرام آرام زندگى جدیدش را آغاز مىکند و خاطرات تلخ و ناگوار گذشته او را از پا درنمىآورد و افسرده نمىکند.
جوانى که زندگى خوبى دارد، فقط به دلیل رد شدن در کنکور دانشگاه اقدام به خودکشى مىکند. درحالىکه جوان دیگرى که از لحاظ معیشتى وضع مناسبى ندارد و بارها هم در کنکور دانشگاه رد شده است، روحیه سالم و مقاومى دارد.
فردى که با همسرش اختلاف دارد، یا طلاق گرفته است اقدام به خودکشى مىکند. درحالى که زن دیگرى که چند بار طلاق گرفته است و در زندگى مشکلات زیادى دارد، هنوز از روحیه خوبى برخوردار است و به مرز افسردگى نرسیده و اقدامى هم براى خودکشى نکرده است. زنى را مىشناسم که از همسرش جدا شده، همزمان یکى از فرزندانش با ماشین تصادف کرده، فرزند دیگرش معتاد شده و زندگى زناشویى دخترش هم در معرض پاشیدگى است، ولى همچنان استوار و پابرجاست و به شکلى با همه ناملایمات و رویدادهاى ناگوار کنار مىآید و از افسردگى...
نشر قطره | Ghatreh Publications 



