سال ۱۶۱۹، ویلیام شکسپیر سه سال است که از دنیا رفته، اما نمایشنامههایش آنطور که باید هنوز منتشر نشدهاند. نسخههای دزدی و ناقص به روی صحنه میروند و خاطرهی کلمات جادویی او روزبهروز کمرنگتر میشود. دو تن از یاران قدیمیاش، جان همینگز و هنری کاندل، تصمیم میگیرند کاری تقریباً غیرممکن انجام دهند: گردآوری تمام نمایشنامههای شکسپیر و چاپ آنها در یک کتاب باشکوه. از میخانهی تئاتر گلوب تا چاپخانههای شلوغ لندن، از خانهی بن جانسن مست تا خانهی آن هاتاوی پیر و بیمار در استراتفورد، کتاب ویل نهفقط کتاب ویلیام، بلکه کتاب ارادههاست که روایت عشق، دوستی و لجاجتی است که باعث شد شاهکارهای شکسپیر هرگز به فراموشی سپرده نشوند.
0 از 5