در یکی از فصل¬های پایانی کتاب، فانوس که در بازداشتگاه به¬سر میبرد: ...فانوس خودش را انداخت توی استخر. چه آبی! مثل اشک چشم زلال و سرد عین تگرگ ! چه مو...
نگاهش روی تک تک قیافههای حاضران سُر خورد. به عروس برگشت و توری را بالا زد. ناگهان از آنچه دید نعرهای از ته دل کشید. «ثریّا» با صورتی سوخته و با چ...
اگر ترجمههاى موجود در کتابخانهها، تنها راهِ مواجههی ما با نمایشنامههاىِ خارجى باشد، در این صورت درک و دریافتمان از تاریخِ ادبیاتِ نمایشى ناکامل...
«نیکبیلیک را، صبحی زیبا، آن دورها دید، تودهی کوچکی که رنگش به زنگار و سیاهی میزد، روی کوه یخی با صخرههایی قابل رؤیت، قربانی قدیمی در ماهوتی ژنده به...
دبیر مجموعه: دکتر فرزانه فرحزاد. پیکرههای زبانی در بدو ورودشان به حوزهی مطالعات زبانی تنها به منظور بررسی متون از منظر زبانشناسی مورد استفاده بود...